فانوس

وب سایت شخصی محمد شاکری موحد

وزش نداها

فرستادن به ایمیل چاپ

آيينه وار به خشمابه های اندوه خود خيره خواهم شد چندان که بلورخانه اشکم، قرغ لحظه های کيميائی تقطير باشد رازی گون در تجربت خانه خلوت خود در بسته ام. و به اشارات پنهانی اشراق نارس خويشتن، دل پيوسته ام.
شفای انديشه ام با بخورهای کهن است و مشرب عرفانی نگاهم از آبشخور آيينه سيراب می شود، اسفار چهارگانه من، سلوک پنج هستی است و فاصله معراجم تا طوفانگاه آفرينش، به اندازه دو رنگين کمان کمتر است و در اسرای مسجدالحرام نيايشم، فرشتگان، زيارتنامه اقصی می خوانند، دلم در دستبرد واژگان راهزن تجلی از دست رفته است.
کسی شبيه به يوحنا در من تلوت می کند، هد هد وار در مکاشفه سليمانی روياهايم، هزار قصه آيينه، ترانه بلقيس می خوانند، هر شب طنين پارگی جامه گان هزار يوسف را در خلوت پيراهن خود می بينم، مصری رنگين از کنعان خيالات خويشم، تنم در دوزخ محبت می سوزد. عقوبت عاشقان در قاموس عافيت اين است...
من به شمشير باطن از پای افتاده ام، مرا به تير تمنا دوخه اند، ساغرپرستان حوضخانه های ملکوت، مرا به جرم زيبايی به صلابه نگاه کشيده اند، پرستندگان صنم خانه توحيد...
و به من از جوشانده معانی خورانيده اند، الهگان مهاجری که در تپه های مهتاب به سر می برند...
و حقيقتکده من ترسيم موزونيست از گرسنگی و يقين و هيئتم ترکيبی عارفانه از آدميان و فرشتگان...

نافله ناز، احمد عزيزی

ببخشيد که يه کم دير به دير ميشه، همچين بفهمی نفهمی يه کم قاطم اينروزها.

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:angry::angry-red::evil::idea::love::x:no-comments::ooo::pirate::?::(
:sleep::););)):0
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.