فانوس

وب سایت شخصی محمد شاکری موحد

عشق سوخته

فرستادن به ایمیل چاپ

 

١

نه!

دیگر چنان پُرشور

دوستت نمی‌دارم

چراکه تابشِ زیبایی‌ات

برای من نیست

در تو

رنج‌های گذشته‌ام را

دوست می‌دارم

و جوانیِ ازدست‌رفته‌ام را

٢

هرچند گه‌گاه

نگاه

مبهوت می‌دارم به چشمانت

آرام و نهفته

مدام با خود سخن ساز می‌کنم

اما نه با تو

که با قلبِ خود می‌گشایم

رازناکیِ سینه را

٣

در سیمایت!

سیمای دیگری را می‌جویم

در لب‌هایت!

لب‌هایی که دیری‌ست خاموشند

و در چشمانت!

آتشِ مرده‌ی چشمانی دیگر را

میخاییل  لِرمانتاف / برگرفته از وبلاگ نقش آفتاب

  • usefpor
    salam.az inke be yadam bodid va vabloge jadidetono bem moarefi kardid mamnonam.baraton arezoye movafaghiyat daram.
  • سحر
    واسه اولين بار خوندمش ...
    "زيبا" بود ...
  • مرده
    ای کاش زندگی وسر نوشتو می شد خودمون برای خومون می نوشتیم ان وقت گله از یک ماه امر باقی موندام نمی کردم گله از بی توجهی اش نمی کردم گله از رفتن اش از ادم ها نمی کردم چون می تو نستم چیزی ننویسم تا بوجود نیام
    خوب بود *
نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:angry::angry-red::evil::idea::love::x:no-comments::ooo::pirate::?::(
:sleep::););)):0
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.